تبليغاتX
حکمت گم شده

+ نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 23:7 |

آویخته بر شانه های عصیانی حیران

بر لبان تلخ گناه بوسه میزد؛

...چشمانش آتش رنگ و نگاهش ملتمس!

 

+ نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 1:54 |

با انگشت بر بخار روی شیشه نوشتن به از آن که در حلقه ی نادانان سخن راندن!

 

+ نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 و ساعت 1:46 |
هزاران دنیای ذهن افکنده بر دنیای ما...

لیکن، دنیایی با ذهنیت ما این مشبک تو در تو را چگونه کادر می بندد؟

جهانی از دنیاهای متقارن، متقاطع، متنافر، متوازی...

 

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 16:47 |
شورای امنیت سازمان ملل متحد

“Our responsibility in this Council is to maintain international peace and security, including the prevention of conflict,”

Ms. Beckett, whose country (Britain) holds the current Council presidency

+ نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت 9:54 |

فراتر از آنچه بدان می اندیشیم

فراتر از آنچه در اندیشیدن می یابیم

 

اندیشیدن به این که چگونه می اندیشیم...

+ نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت 9:13 |

?

+ نوشته شده توسط علی.م در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 1:25 |

  FOOD FOR THOUGHT, THOUGHT FOR ACTION!

 

+ نوشته شده توسط علی.م در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 21:15 |

وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد

"مولانا"


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی.م در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 22:52 |
cats
+ نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 18:43 |
پیشگیری چاره ی بهتری است.

پیشگیری چاره ی بهتری است؟

پیشگیری چاره ی بهتری است!  

+ نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 17:2 |
 میز و صندلی های خالی در کناره ی بیابان

و آتشی که در یک چمدان حمل می کند.

جشن سوختن عاشقان،... چندمین سالگرد؟

+ نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 17:0 |

رویداد

تداوم حرکت عناصر گسسته

در نقطه ی تلاقی.

...تدبیر؟

 

+ نوشته شده توسط علی.م در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 و ساعت 16:48 |
The Jacksons

While the Jacksons faded from view, youngest brother Michael (front row, second from right) rose to international stardom and ignominy.

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 23:49 |
چه انتظار مجعدی می کشیم، میان اطلاعات سترون...

حکم آخر این است:

" یک نفر میاد که ..."

پنجره را با روزنامه تمیز می کنیم و پرده را می کشیم.

 

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 23:1 |
تابلو های ممنوع

دیوار های بلند

آزادی آن سوی در، بر کوبه ی خاطره می کوبد.

یادم نمی آید...

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 22:52 |

 

بزرگترین معجزه ی او، امید است.

 

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 22:30 |

 pink panther

+ نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 14:52 |

"همراه موج

میان تلاطم خروشان هزاران مردم

صاحبان شوق ِلبریز از تغییر

مالکان غریو ِ فرار از رنج

خیره در بسیاران چشم ، بسیاران دست

در طرحی نامرئی در فضایی نو

               - که با آینده رو دارد - 

مردمانی مسحور ِدستان یک مرد، یک اسطوره، یک صورت

مسحور او از میان آرمانی نو – یا کهنه ای نوزاد-

..."

شورانگیزترین برگ این دفترهمین جاست

همین یادگاری عکس ِمانده بر دیوار

همین تکرار ِ بی پایان ِبی فرجام

...

و باز اینجا من دلم تنگ است... آزادی!

 

+ نوشته شده توسط علی.م در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:5 |
هیچ کس.

شاید صاحب یک جفت چشم که به دمپایی صورتی جفت شده ای نگاه می کند.

یا همان که عرق دستش، به یادگار، قبل از تو به میله ی اتوبوس مونده.

یا کسی که دیروز در ازدحام چهارراه، سایه اش به رنگ پیراهن چهارخونه ی عنابی تو اضافه شد.

...

واقعاً هیچ کس.

 هیچ کس،... مثل من.

 

+ نوشته شده توسط علی.م در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 0:43 |
عشق نشانه ي اوست و از اوست

و گرنه راه او نبود؛ 

راه است و راهنما.

"عشق اسطرلاب مردان خداست."


 

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 17:16 |

مسافران راه

مسافران گاه به راهی به هم می پیوندند

مسافران گاه اما در تقاطع راه های نامعلوم از یکدیگر جدا می شوند

مسافران گاه کاروان یکدیگر را می بینند

مسافران ایستگاه ها را به خاطر می آورند

مسافران همیشه راه را به پایان نمی برند و گاه با هم به پایان نمی برند

مسافران گاه در راه می مانند

مسافران گاه تجارت می کنند، گاه مأمورند، ... و گاه جوینده اند

مسافران سفرنامه شاید بنویسند

مسافران از سفر خاطره دارند و شاید بازگویند

مسافران مقصد دارند و گاه نیز نه

مسافران با کاروانند و از کاروانند و همراه کاروانند و در کاروانند...

مسافران ِ تنها نیز هستند

مسافران جهت را می یابند

مسافران راهنمای سفر دارند

مسافران دیروز و امروز متفاوتند

مسافر می رود، آن که نمی رود باری مسافر نیست؟!

گاه راهزن به مسافر می زند، مال یا جان...؟

...

مسافران نفس سفرند.

 

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 0:15 |

change world

+ نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 0:27 |

متن سپید و حاشیه سیاه،

باید خاکستری نوشت.

خاکستری، تمام لحظه های بودن تا شدن

خاکستری، منطق گمشده میان صفر و یک

خاکستری، سایه ی تمامی رنگ ها

خاکستری، شعله تا خاموشی

خاکستری، ...

خاکستری.

+ نوشته شده توسط علی.م در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 22:57 |
چه شبی!

تنها به زاری به کمک خواندن یار،

و فردا دستان خالی از زندگی

و پاکی جسمی که دروازه ی روح بوده است

و روح از آن گذشته است.

چه شبی!

حادثه ای!

رفتنی حادثه ای!

و چه رفتنی!

+ نوشته شده توسط علی.م در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 0:53 |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin