|
شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده٬ در عمق انجماد یک چیز نیم زنده ی مغشوش بر جای مانده بود که در تلاش بی رمقش می خواست ایمان بیاورد به پاکی آواز آب ها شاید٬ ولی چه خالی بی پایانی خورشید مرده بود و هیچ کس نمی دانست که نام آن کبوتر غمگین کز قلب ها گریخته٬ ایمانست آه٬ ای صدای زندانی آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه ای صدای زندانی ای آخرین صدای صداها... "آیه های زمینی" - فروغ فرخزاد + نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت
19:54 |
|
|