هر مترسك در گندم زار نشانه ايست؛
نشانه ي جنگ كشاورز و زاغان
جنگي به اعتبار ترس، ناداني و غريزه.
هر مترسك در گندم زار نشانه ايست؛ نشانه ي جنگ كشاورز و زاغان جنگي به اعتبار ترس، ناداني و غريزه.
+ نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت
22:7 |
"ما" کدامین ما؟ چه چیز ما را، ما کرده است؟ یادمان باشد. گاه آنچه از ما شدن حاصل نموده ایم بندی بافته از قدرت جمع مان بوده که بر دست و پای یکدیگر، یکایک مان، نهاده ایم؛ وزنه ای حاصل از ماندن مان که بر پای پرواز آویخته ایم؛ جبری زاییده ی پایان یافتن گفتگو و پویایی ما، که بر سر آزادی و اندیشه سایه افکنده است؛ قبایی یادگاری از انجماد و تحجر که بر پیکر بودن مان تنگی می کند. ... آیا قرارمان این بود؟ یا ازما شدن مان سودایی دیگر می پروراندیم به یاد آر. + نوشته شده توسط علی.م در یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت
12:26 |
به دور از جریان جاه طلبانه نادانان در سکوت انحنای تفکر و اندیشه در آرام ِ نزول تجربه و کشف ... سکنی باید گزید. + نوشته شده توسط علی.م در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت
22:44 |
گواهی بر گناه نابخشودنی... عصیانی بر اینچنین بودنی... آهنگ نفس های بی رمق و هرز. + نوشته شده توسط علی.م در جمعه سوم آذر 1385 و ساعت
16:16 |
|
|