حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی بو که از لوح دلت نقش جهالت برود
|
حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی بو که از لوح دلت نقش جهالت برود + نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت
11:8 |
از بین شاخه های بی قرار بید مجنون نور خورشید را تنفس می کنم. اینجا بوی روشنی می ده، ای کاش تو هم بودی... + نوشته شده توسط علی.م در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت
15:40 |
اینجا، این گوشه نشستم تا بیایی. یک شب نشانه دار، یک ساعت، یک قرار، و تو می آیی. منم ذره ذره از راه می رسم همین جا نزدیک قرار. نمی خوام که کم باشم. ساعت رو دیوار هلم می ده به سوی وعده مون ... صداها دور بشین حواسا جمع بشین می خواد بیاد. نمی دونم پشت این فاصله ها چی می گذره من کجام، اون کجاست ما کجاییم صدای پاش اومد اومد، اما زودی رفت. دوستش دارم. قدر همین خداحافظی ها. + نوشته شده توسط علی.م در پنجشنبه دوم شهریور 1385 و ساعت
3:5 |
ساختمان سازی تلاشی آفریننده است که در آن ، لحظه سرنوشت ساز فرایند آفرینش ، لحظه نوآوری فکری می باشد ، لحظه ای که فکر شکل می گیرد و تمامی مناظر آفرینش تازه در عمل مشخص می شود . همانگونه که خصایص هر موجود زنده به طور قطع در لحظه باروری مشخص می شود ، خصایص هر ساختمان نیز به وسیله مجموعه ای از تصمیمات افراد تعیین می گردد .افرادی که در هر دوره ای از این بنا سازی ، کلمات خود را برای گفتن دارند . به این سان ، لحظه انعقاد نطفه که کل هر موجود زنده به آن وابسته است ، برای ساختمان به صورت لحظاتی نامحدود افزایش می یابد که هر کس نقشی اساسی برای کل فرایند آفرینش در آن ایفا می کند. اگر بتوانیم این لحظات را تمیز دهیم و به اختیار خود در آوریم ، در آنصورت خواهیم توانست فرایند آفرینش را کنترل کنیم . این افکار به من اجازه می دهد تا اهمیت فرایند تصمیم را در زندگی به طور عام و در معماری و شهرسازی به طور خاص دریابم . کنش انتخاب آزاد – تصمیم گیری – به سان فعالیت اصلی هستی است . هر موجودی که فرصت بیشتری برای انتخاب داشته باشد ، در سلسله مراتب زندگی ارتقای بیشتری می یابد . از ابتدایی ترین موجودات زنده یعنی کرمها که تمام زندگی شان صرف تمیز دادن خوراکیها می شود تا پیچیده ترین آفرینشها ، یعنی انسان که هر لحظه زندگیش پر از تصمیمهای گرفته شده یا در حال گرفته شدن است ، جنبنده چندانی یافت نمی شود که تمام وقت خود را به انتخاب کردن نگذراند . زنده بودن همین تصمیم گیریهاست . تصمیمهایی که انسان باید بگیرد ، بسیار حساستر از تصمیم گیریهای حیوانات است و ارزیابی آگاهانه عوامل بیشتری را می طلبد . افزون بر آن تصمیمات انسان به طور کیفی با تصمیمات دیگر حیوانات متفاوت است ، زیرا انسان قدرت تاثیرگذاری بر دنیای پیرامون خود را دارد و از طریق اراده خویش به شکل ریشه ای ، چهره طبیعت آن را دگرگون می سازد . مسئولیت او در واقع فوق العاده است ، زیرا تصمیماتش نیروی بالقوه عظیمی از خوبیها و بدیها را در بر دارد . در واقع این چهره ای اساسی از وضعیت بشر است که تصمیمات او دنیا را دگرگون می سازد ، که نمی تواند از تصمیم گیریها بگریزد ، که از خوبیها و بدیهایی که انجام می دهد یا از زشتی و زیبایی که می آفریند ، آگاهی دارد . می گویند که در گذشته های بسیار دور ، خدا فرشتگان را فراخواند و مسئولیت تصمیم گیریها را به آنها بخشید ، فرشتگان خردمندانه این مهم را نپذیرفتند و ترجیح دادند در هماهنگی کامل با جهان باقی بمانند . در آن هنگام خدا از کوهها خواست تا این مسئولیت را بپذیرند که آنها نیز به نوبه خود آن را رد کردند و به این بسنده نمودند که به شکل غیر فعال تابع نیروهای طبیعت باشند. اما زمانی که خدا این مسئولیت را به انسان بخشید ، مخلوق نادان آن را پذیرفت زیرا به تمام آنچه که این عطیه به دنبال می آورد ، واقف نبود . و حال خواه ناخواه ، انسان عهده دار مسئولیتی است که فرشتگان و کوهها را به وحشت انداخت و فرصت آن را یافت تا خود را برتر از آنها بنمایاند . + نوشته شده توسط علی.م در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت
20:48 |
|
|