تبليغاتX
حکمت گم شده

نقد بازنگری اندیشمندانه یک پدیده می تواند باشد که جویای شناخت و معین نمودن دستیافت ها و کاستی های آن است تا از این راه زمینه وسیع و متکثری برای آفرینش پدیده های نو فراهم آورد.

عنصر شناخت تحلیل گر که به واسازی و تجزیه می پردازد بن مایه نقد است.

اتخاذ تصمیم، ارایه راهکار نوین، ظهور افق های جدید برای تلاش و آموختن، اعلام حکم و... همگی بر شالوده نقد می توانند بنا گردند. تفکر انتقادی، به اعتراف بسیاری: میراث گرانقدر مدرنیته به فرزندان آدم، ابزار کارآمد نقد است. نقد مناسب زمینه ساز بروز خلاقیت و استمرار آفرینش اثر است.

برای نقد یک اثر ابتدا نیازمند دانش در زمینه آن اثر می باشیم.

دانش به معنای معلومات و شناخته ها، نظرات و مفروضات و ناشناخته ها و مرزهای نا پیدا.

اما کمی بالاتر به مبانی معرفتی ای محتاجیم که بتواند از فاصله ای انتقادی به اثر بنگرد.

فاصله انتقادی به منظور احراز دیدگاه سوم شخص برای نگریستن از خارج از زمینه به اثرالزامی است.( البته میزان توانایی انسان برای خروج از زمینه خود مورد سوال و محتاج مطالعه است.)  این فاصله امکان شناخت خود و دیگری را فراهم می سازد.

همچنین روشن ساختن ملاک ها و معیارهای نقد انجام گفنگو و تبادل نظر را امکان پذیر می سازد. در بطن یک جامعه مدنی( دموکراتیک) انجام گفتگو و نقد برای پربار ساختن مشارکت فرد و ورود مناسب رای فرد در تصمیم گیری جمعی بنیادی به نظر می رسد.

نقد در کاکرد آموزشی می تواند روشی موثر و توانا در بروز خلاقیت و تقویت تفکر خلاق در دانش آموز باشد.

 

+ نوشته شده توسط علی.م در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 7:42 |

" هدف نقد این نیست که اشتباهات دیگران را اثبات کنیم، حتی اگر اثبات کنیم که شخص سرشناس و برجسته ای در اشتباه بوده است، کشف بزرگی نخواهد بود. تنها زمانی این کار برای علم فایده ای در بر خواهد داشت که نشان دهیم چگونه این شخص در اشتباه بوده است."

کلود برنار

+ نوشته شده توسط علی.م در جمعه سیزدهم مرداد 1385 و ساعت 12:15 |

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin