بعد از تو ای هفت سالگی
ای لحظه شگفت عزیمت
بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت
بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن
میان ما و پرنده
میان ما و نسیم
شکست
شکست
شکست...
...
بعد از تو ما که جای بازی مان زیر میز بود
از زیر میز ها
به پشت میزها
و از پشت میزها
به روی میز ها رسیدیم
و روی میز ها بازی کردیم
و باختیم، رنگ تو را باختیم، ای هفت سالگی.
...
بعد از تو ما که قاتل یکدیگر بودیم
برای عشق قضاوت کردیم
و همچنان که قلب هامان
در جیب های مان نگران بودند
برای سهم عشق قضاوت کردیم.
...
" فروغ فرخ زاد"




